کانون فکر

 
شطرنج
نویسنده : فاطمه ترکاشوند - ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/۱/۱٢
 

از چندی پیش دو جریان فکری-سیاسی بازی کاندیداتوری را در صفحه ی شطرنج انتخابات آغاز کرده‌اند. از آن جا که اولین حرکت اصولگرایان سفید مهره،از همان ابتدا کاملاٌ مشخص و شاخص‌ترین گزینه آقای احمدی نژاد بوده است، سیه‌مهرگانِ اصلاح طلب تلاش کرده‌اند که از شاه اصلاحات به عنوان سربازی فدایی بهره برده و مهره‌ی اصلی را در قلعه پنهان دارند. اگرچه ابعاد به کارگیری این قبیل تاکتیک ها چنان وسیع است که هیچ کس نمی‌تواند مدعی درک همه‌ی اهداف آن باشد اما تشخیص یکی از اهداف اصلی این روش رندانه چندان هم سخت نیست؛ هردو جریان فکری-سیاسی به دنبال ایجاد وحدت و متفق کردن آرا در صندوق یک نامزد هستند اما ظاهراٌ برگ برنده به دست کسی است که بتواند حرکت حریف را حدس بزند و محافظه‌کارانه -یا شاید کمی هم موزیانه- مهره‌ی اصلی خود را پشت دیگران مخفی نماید. فایده‌ی این تکنیک در آن است که نه تنها از پراکندگی آرا در جبهه‌ی خود جلوگیری می‌کند بلکه صف اصولگرایی را نیز با پرتاب تیر تفرقه و علم کردن چند شاه به جای یکی از هم می‌پاشد. شاید اشتباه نباشد اگر بگوییم که اصلاح‌طلبان حداقل مؤفق به دادن یک کیش شده‌اند. اما حرکت نهایی اصولگرایان می‌تواند یک مات ناگهانی و کاملاٌ موفق باشد و این همان چیزی است که از تفکر اصولگرایی حقیقی انتظار می‌رود و همچنین همان چیزی است که اصلاح‌طلبان به شدت از آن در هراسند. اجماع سفیدمهرگان بر یک کاندیدا و آن هم محمود احمدی نژاد می‌تواند همان حرکت موفق پایانی است.

البته ناگفته نماند که اصلاح‌طلبان نیز در جانشانی مهره‌های خود چندان صحیح عمل نکرده‌اند. شانس رقابتی سردار اصلاحات در برابر شاه اصولگرایی بسیار بیش‌تر از مهره‌ای بود که سال‌ها در قلعه‌ای بسته خود را مخفی کرده بود و اصلاح‌طلبان نیز بدون زمینه‌سازی و ایجاد بستر آشنایی او را وارد بازی کردند و اکنون تنها امید پیروزی وی حمایت مطلق و بی‌چون‌وچرای سردار اصلاحات از اوست. البته برای نمایش فضای باز فکری در جبهه‌ی اصلاحات و پرشور شدن انتخابات مهره‌های دیگری هم وجود دارند که به رغم حضور مداوم تاکنون تأثیر چندانی برنتیجه‌ی بازی نداشته و از این پس هم نخواهند داشت.

اگرچه آقای خاتمی شائبه‌ی قدرت‌طلبی از روی هوا و هوس را به کلی از خود و هم‌فکرانش از جمله آقای موسوی نفی کردند اما چنین به نظر می‌رسد که این روش رندانه در بازی شطرنج از چیزی به جز قدرت‌طلبی فردی نشئت گرفته است. عصر جدید سیاست، مردمانش را با نوع پیشرفته‌تر و پیچیده‌تری از قدرت‌طلبی آشنا کرده است:قدرت‌طلبی گروهی! این،نوعی از تلاش برای دستیابی به قدرت را موجب می‌شود که بر اساس آن فرد تمایل دارد -یا دست کم به عنوان عضوی از جریان مجبور است- که قدرت را در انحصار گروه یا تفکر خود نگه دارد؛حال چه خود در رأس باشد و چه دیگری؛ و اتفاقاٌ نبودن در رأس و ایفای نقش پنهان مغز متفکر عملاٌ مفیدتر است. در این صورت حاکمیت، قدرت و سایر امکانات ناشی از آن را میان اعضای در اختیار دارنده‌اش تقسیم می‌کند.

آن‌چه گفته شد برداشتی است شخصی و تا حد ممکن حقیقت‌جویانه که اگر خواننده‌ محترم به نحوه اشاره‌ی آقای خاتمی به کاندیداها و صحبت از ایجاد جابه‌جایی در قدرت در انصراف‌نامه‌ی ایشان مراجعه کرده و کمی دقت در روند معرفی کاندیداها از سوی اصلاح‌طلبان مبذول دارد، احتمالاٌ به نتیجه‌ای نزدیک به همین خواهد رسید. در پایان پرسش‌هایی که سبب شد تا این نوشته به رشته‌ی تحریر در آید و همچنان بی‌پاسخ مانده و به قوت خود باقی است،مطرح می‌کنم تا شاید شما خواننده‌ی محترم پاسخ آن را یافته و از همین مسیر در اختیار دیگران بگذارید:

1-اگر خدا برای بنده‌اش کافی است و اسلام،قرآن و خط امام و رهبری برای انتخاب،این همه بازی پیچیده و سردر گم کردن مردم به خصوص نسل جوان برای چیست؟

2-آیا در حالی‌که همه مسلمانیم،نام اختلافات جزئیمان می‌تواند به اندازه‌ی «اصولگرایی» و «اصلاح‌طلبی» عمیق باشد؟آیا ما به هردوی آن‌ها توأمان دعوت نشده‌ایم؟

3-آیا باید تعریف حزب در جامعه‌ی اسلامی مانند جوامع غیر اسلامی باشد طوری که مرزبندی دو جریان به صف‌بندی آنان منجر گردد؟

والسلام علیکم و رحمه الله

 


 
comment نظرات ()
 
 
بیانیه ی خواهران دانشجو در برابر سفارت ترکیه در اعتراض به نسل کشی در غزه
نویسنده : فاطمه ترکاشوند - ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸٧/۱٠/۱٤
 

 

 

    

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

«أذِنَ لِلَّذینَ یُقاتِلونَ بِأنّهُم ظُلِموا وَ أنَّ اللهَ عَلی نَصرِهِم لَقَدیر»

                                                                                       (سوره‌ی مبارکه‌ی حج/آیه‌ی 37)

    نزدیک است که آسمان از داغ فجایع غزه بر زمین و اهل آن فرو افتد و اگر نبود سرآمد معین و قضای حتمی خداوند،بیم آن می‌رفت که هرآینه وارثان حکومت ننگین اسرائیلی و فرزندان آنان که پیامبران خدا را آزرده و به قتل رساندند،همچون پدرانشان به هیئت بوزینگانی مطرود مسخ شوند یا عذابی از آن ذلت آورتر و خفت بارتر بر سرشان نازل آید.این خونخواران صهیونیست به کدامین سرزمین مستقل امیدوارند؟مگر نه این است که به وسیله‌ی پیامبرشان به آوارگی لعنت شده‌اند و به عقوبت آن که دو بار در زمین سر به فساد برمی‌دارند به اذن خدا و به دست مؤمنان به خاک مذلت می‌نشینند و برای خواریشان همین بس که از زنان و کودکان در گهواره نیز می‌ترسند و چرا نترسند که کودک فلسطینی اگر در گهواره باشد همچون علی اصغر و اگر بزرگ شود همچون حسین(ع) حماسه می‌سازد.اینان که بی شرمانه به در خون غلتاندن کودکان،زنان و مردان غزه افتخار می‌کنند و منازعه‌ی عقاید و مکاتب را پیش می‌کشند به زودی خواهند دانست که غرقابی که از خون فلسطینیان ساخته‌اند باتلاقی است که نخست مکتب ملحدانه‌شان و بعد پیروان ذلیل آن را در خود فرو خواهد کشید.

    امروز غزه فرقان است تا خدا پاک را از ناپاک و خالص را از منافق جدا سازد؛آنان که خون نوزادان و کودکان غزه را با جام شراب سر می‌کشند و مستانه بر اجسادشان پای‌کوبی می‌کنند،بدانند که بر خدا و مؤمنان آن چه که از غیرت و حمیت مرد عرب به دروغ می‌بافتند،پوشیده نیست چرا که هرچه آنان از بزدلی کم می‌گذارند،زنان فلسطینی جبران می‌کنند و آنانند که شجاع،زاده می‌شوند، مقاوم،بالغ می‌گردند،دلاور،به دنیا می‌آورند و سرافراز به شهادت می‌رسند.آیا ندای قرآن پس از 1400 سال،هنوز در گوش این دورَنگان از خدا بی‌خبر طنین نیفکنده که آن هنگام که هراسان از قبرها بیرون آیند و تنها،در برابر خدا حاضر گردند،چه پاسخ می‌دهند وقتی که پرسیده می‌شود:«بأیِّ ذَنبٍ قُتِلَت»؟آیا وقت آن نیست که از تکرار وقاحتشان بپرهیزند و از جهالت تاریخیشان بیرون آیند؟

    امروز ما خواهران دانشجو به حضرت فاطمه(س) و حضرت زینب(س) اقتدا کرده و به نشانه‌ی همدردی و حمایت از زنان مظلوم و مادران داغدار غزه در برابر سفارت ترکیه و آلمان گردآمده‌ایم تا اگر هنوز مردانگی پابر جاست و مردی باقی؛ فریاد «هَل مِن ناصِرٍ یَنصُرُنی» برآوریم و اکنون:

1-ما از دانشجویان آگاه و آزاده‌ی ترکیه می‌خواهیم که به حکم انسانیت،از هر کیشی که هستند به پا خاسته و ذلت سکوت در برابر وحشی‌گری‌های اسرائیل را نپذیرند و با تجمع و تحصن در مقابل سفارت اسرائیل،خواستار تعطیلی سفارت و پایان محاصره‌ی غزه شده و دامان خود و مردمشان را از آلایش به دستان خون‌آلود تروریست‌ها محفوظ دارند.

2-ما از احزاب و گروه‌های سیاسی داخلی انتظار داریم که به سکوت خود پایان داده و موضع خود را در قبال غزه شفاف سازند.زمان آن رسیده که مدعیان همیشه در فریاد حقوق بشر و برندگان صوری جایزه‌ی صلح نوبل،حقانیت ادعایشان را به اثبات برسانند و بدانند که پیوستن به جبهه‌ی حق به سود خودشان است و اگر امتناع کنند و غرور ورزند، خداوند از نصرت آنان بی‌نیاز و خود یاری دهنده و کفایت کننده‌ی امور تمامی مظلومان جهان است.

                                                                                                 

                                                                                                 «والسَّلامُ عَلی مَن إتَّبَعَ الهُدی»

                                                                                               بسیج دانشجویی دانشگاه الزهرا(س)

    

 


 
comment نظرات ()
 
 
آغاز
نویسنده : فاطمه ترکاشوند - ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٧/٩/٢٢
 

دوستان عزیز!

سلام

   قصد داریم با مشارکت شما محیط ذهن و به تبع آن خانواده،دانشگاه،جامعه و جهان را به محیطی متفکر و عمیق بدل کنیم.راه را با هم برگزیدیم؛انتخاب کردیم که از مجرای اندیشه ی امام خمینی(ره) در فضای سیاسی جامعه وارد شویم تا احتمال خطا و انحراف را به صفر برسانیم.فضای موجود،گستره ای است-هر چند مجازی-برای ارائه ی نتایج حاصل از تفکر و تعمق شما و به بحث گذاشته شدن آن؛

   نقد،تحلیل،برداشت شخصی و...نشان دهنده ی تلاش شما در شناسایی و یافتن راه حق از طریق تفکر است.بنابراین ترس یا خجالت و شرمندگی و البته تنبلی را کنار گذاشته و هر آن چه را که شایسته ی تأمل دانسته اید با ما تقسیم کنید. 

   به یاری خدا،هر هفته یک موضوع با انتخاب یک جمله به بحث گذاشته خواهد شد.

   ارائه ی پیشنهاد،مایه ی بالندگی است.

 

اعیاد سعید قربان و غدیر مبارک باد!


 
comment نظرات ()